دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
زن های معطر به پیری کال
چهار روز پرسشگری در محله نظام آباد تهران و یک شعر :
زن های معطر
به پیری کال
طعنه زده به زیبایی
به گِل نشسته ی قسط های آگاهی !
به دام مانده ی چرخ و سکوت و چرخ
بازیگران شاد
زیر گُل های رنگ باخته ی چادر خانگی .
جامه ای از گوشت می ریزد
با ترسی که خیمه می زند بر استخوانش
هر روز
هر شب
... آه اگر مسلمان نبود ... !
و شبانه روزی پنج نوبت چندین بار سرش به سنگ نمی خورد !
چه چیز خانه پای خنده های رفته از لبش می بود ؟!
اصلا چه از او می ماند ؟
جز یک پرسشنامه .
تا برای ابد در پستو بماند
جیغی را که برای روز مبادا گذاشته است .
نوشته شده توسط احمد بی باک در ساعت 13:47 | لینک
|