شنبه سیزدهم خرداد 1385
باز هم کوتاه آمدم با 4 تا
۱
مثل عرق یک شناگر
درون آب
هیچ کس مرا نمی فهمد
۲
آدم
هی و هی بزرگ تر شد
هی و هی بزهای زیبای من
از صبح تا شب چران
۳
پیرهن آستین کوتاه می پوشم
تا کسی هوس نکند
برایم آستین بالا بزند
۴
می خواهم اینجا را بفروشم
به کسی که هرگز نیاید اینجا
می خواهم اینجا را درخت بکارم
درخت هایی که هرگز میوه ندهند
اگر آمدند
و میوه ها را بردند چه ؟!
نوشته شده توسط احمد بی باک در ساعت 13:23 | لینک
|
