دوستان هم شعری ! زمانی که خواستم مجموعه ای از انشا های بچه ها را جمع آوری کنم اولش فکر کردم که یه ابتکاره ولی یادم آمد که کارهایی از این دست زیاد انجام گرفته ( اریک مارشال و ... ) ولی با این حال تکرار ، چیزی از زیبایی بچه ها نمی کاهد . خلاصه ؛ تمام سطر نوشته هایی که می خوانید از دبستانی هایی است که با خواندن انشاهاشان بغض دوست داشتنی ای کردم ؛ شاید شما هم ... . سعی کرده ام که به شیوه ی نگارش و املای نوشته ها دست نزنم و اگر اشکال هایی از این دست دیدید ، به حساب اشتباه تایپی نگیرید - البته خودمونیم این هم یه نوع توجیه دبستانیه ی قشنگه که اگه یه وقت بد تایپ کرده باشم بندازم گردن یکی دیگه– بعضی از انشاها کامل نوشته ام و بعضی قسمتی . البته اونقدر زیبا بودند که انتخاب سخت بود به همین دلیل زیاد شدند – چون من مربی پرورشی مدرسه ام به طبع به یک کلاس هم محدود نمی شوم- و بعضی از انشاها که از نظر حرف و مضمون در یک حد بودند یکی را زدم که احتمالا زیباتر بود – به همین دلیل هم حتی می خواستم که انشاها را بدون نام بزنم ولی ...- . خب بالاخره خاطرات زیبای سر کلاس بماند که پسری چند دقیقه قبل از وارد شدن من به کلاس انشایش را به یک دختر هم کلاسی –که او انشا ننوشته- می دهد که آن انشا هم یکی از بهترین انشاهای کلاس بشود و خودش هیچ چیز نداشته باشد و بگوید که آقا من ننوشته ام و یک دقیقه قبل از زنگ لو برود – که البته من به آن پسر گفتم که یکی دیگه بنویسد که من هردوتا انشا را زده ام ، نامشان بماند - . چقدر حرف زدم ؛ در اخر اگر ممکن است بنویسید که انشای کدام دانش آموز را بیشتر دوست داشتید – ببینید چقدر سخته ؛ تا شاید بفهمید من چی کشیدم – آخه با توجه به داوری شما می خواهم بهشون جایزه بدم .
********************
زمانی که خورشید پشت ابر است حس عجیبی در من به وجود می آید که انگار جهان به آخر رسیده است و زندگی پایان یافته است . من دوست دارم همیشه در سایه باشم . و از نور خیلی خوشم نمی آید . (هاجر سرخیلی)
----------------
حس خوشحالی ، حس دارم که می خواهد باران ببارد وقتی خورشید پشت ایرهاست ما احساس تاریکی می کنیم وقتی خورشید پشت ابرهاست ما خوش هالیم فکر می کنیم که باران بزرگی می بارد و رودخانه رو می افتد و ما می توانیم نگاه ی رودخانه کنیم . (مهدی وفادار)
----------------
وقتی خورشید پشت ابرا هست ما احساس تاریکی می کنیم وقتی که هوا تاریک می شود فکر می کنیم که همه جا تار است ما احساس مس کنیم که سردمان می شود . وقتی خورشید پشت ابرا هست نشانه ی این است که باران می بارد وقتی باران تمام شد ما رنگ کمان تازه را می بینیم (محمد رضا موزه)
------------------
اگر خورشید پشت ابر باشد خیلی مردم زنده نمی باشد و گیاهان سبز نمی باشد ( سید رسول موسوی)
------------------
اگر خورشید نباشد ابر هم نیست و اگر خورشید پشت ابر باشد همه بچه های کلاس اولی خیال می کنند که شب شده همه غمگینند جایی را نمی بینند خورشید نیر از آفریده های خداست ( مهرداد دهقان)
-------------------
من حس می کنم که هوا دارد بارانی می شود هوای بارانی واقعا لطیف دل نواز است بسیار قشنگ است روزهایی که هوا بارانی است حس عجیبی به من دست می دهد نمی دانم چگونه آن حس را بیان کنم خلاصه که وقتی خورشید پشت ابر باشد به من حال و هوای بارانی دست می دهد . (فاطمه آسیم)
-------------------
زیر باران بازی کنم و روز قشنگ نم نم باران که روی درخت ها است ببینم و دوباره بازی کنم و دلم می خواهد وقتی خورشید پشت ابر بیرون می آید آن وقت را ببینم . حس خوبی دارم (مهدی ادرس)
-------------------
حس خوبی دارم چون ان وقت ممکن است باران بیاید چون که من باران را خیلی دوست دارم * ولی حیف که من وقتی که می خواهم به بیرون بروم مادرم به من اجازه نمی دهد * و می گوید وقتی که باران می آید نباید به بیرون بروی چون که ممکن است که باران به تو بخورد و تو سرما بخوری * ولی من وقتی که مادرم در خانه نیست دور از چشم او به بیرون می روم و در باران بازی می کنم * ولی من هم بعضی وقت ها از مادرم اجازه می گیرم و با چتر یا کافشن به بیرون می روم و بازی می کنم * من یک روز که هوا ابری بود مادرم به من گفت : پسرم دانیال می آیی برایم خرید کنی ؟ * من گفتم باشد ناگهان وسط را باران گرفت و من خیس شدم من به سالن فروشگا رفتم * و خریدهایم را کردم وقتی می خواستم به خانه برگردم باران شدید شد و من سری و سه به خانه رفتم و خیس شدم * مادرم مرا دعوا کرد چون من به او نگفتم که بیرون باران می اید تا او به من چتر بدهد (دانیال گله داری)
-------------------------
حس می کنم چه هوای ابری و خوبی است و هوای خنک دلنشین و حس بدی دارم که سرد می شود و من از سرما زیاد خوشم نمی آیاد چون سردم می شود و می خواهم لباس زیاد و گرم بپوشم و نمی توانم ورجه وورجه کنم و بدوم . وقتی خورشید پشت ابر هست و هوا ابری است ممکن است باران بیاید من هم از باران خشم می آید و بدم هم می آید (شهاب افخمی)
------------------------
حس دارم که برم صحنه ی زیبای باران را ببینم و شادی کنم * وقتی بچه ها به بیرون می اید با هم بازی می کنیم و وقتی رد و برق می زند ما جیق می زنیم و فرار می کنیم در مدرسه همه چتر می آیند و به بیرون می روند و با هم می گردند . (پوریا فداییان )
----------------------
حس می کنم باران بی یاید و همه جا را پر از آب کند من باید برای خودم چتر بیاورم چون همه چتر آورده بودند فقط من نیاورده بودم (محمد رضا گودرزی)
----------------------
وقتی خورشید به دریا می رسد بخار آب به هوا می رود ابر درست می شود و خورشید پشت سر ابر می رود تا ابرها از بین برود . (محمد جواد موسوی)
--------------------
حس خوبی داریم . چون باران می آید و دیگر خورشید نیست و من به بیرون می آیم و بازی می کنم ولی حیف که خیلی وقت ها خورشید در آسمان است . من با خودم می گویم چرا مادر و پدرم وقتی هوا ابری است نمی گذارند که من بیرون بروم . باران من را خیس می کند و من خیلی دوست دارم . ( احمد رضا رضوانی)
----------------------
بعضی وقت ها باران می آید فقط در فصل زمستان باران می اید من باران را دوست دارم و بعضی وقت ها نه ؛ به خاطر این مشکلات سخت و بد به وجود می آورد مصلا ً در شمال ایران مازندران روستاهای زیادی است که در آن روستا ها خانه هایی است که در آن خانه ها انسان است و وقتی باران بیاید آن ها خانه هایشان پر از آب می شود . حس می کنم که دارد هوا سرد می شود . ( اسمش را فراموش کرده بود )
-------------------
باران می آید و ما همیسه تعطیل می شویم و به زمین ها ی کشاورزی هم اب می رسد و وقتی باران می بارد احساس می کنم که پرندگان نمی توانند پرواز کنند . وقتی که باران می اید من همیشه می خوابم و چند ساعت بعد هم درس می خوانم . (امید صادقی)
-------------------
ما وقتی خوشید پشت ابرها است ما بوی خاک می فهمیم . معنای خرشید پشت ابر معنای باران است . (علیرضا بوستانی)
------------------
همه ی کارها به خداوند یکتا بستگی دارد باران نعمت خداوند یکتاست ای باران ای دوست صمیمی دوستت دارم . (محسن زنده بودی )
----------------------
موقه ای که خورشید به پشت ابرها می رو حسی یعنی بادی خنک به انسان می خورد و انسان از این باد خوشش می اید . حس خوبی برای من است من دیگران را نمی داند . ( محمد باقر رحیمی حیاتی)
----------------------------
من حس می کنم که از طرف خدا ابرها آب می شوند و بر زمین می بارد خوشحال هستم (عرفان لیراوی)
------------------------
حس خوبی دارم حس من این است که باران بارد و من دیگر خورشید را نبینم (نوید دهدشتی)
-----------------------
وقتی خورشید مسافرت می کند همه جا تاریک نمی شود من دوست دارم . ( رضا زارع)
---------------------
وقتی که خورشید پشت ابر است سایه می شود ، من در آن زمان است که بسیار خوش حال می شوم و با خودم می کویم آه ، آه ، آه دیکر چیزی نمانده که روز دیکر بیاید امروز چه زود گذشت باید فردا بیاید و با خودش اتفاقاتی دباره شروع می شود آه چه کسی جز خدا می داند شاید هم من فردا من یا کس دیگر بمیرد ، آه خدای من چقدر زود گذشت این چهار سال مثل برق گذشت خدایا کمکم کن تا دوباره اشتباها و گناه هایی که در این سال کرده ام دیگر انجام ندهم و به بهشت بروم و از امام هایی که برای اسلام زهمت کشیدند تشکر نمایم خدایا خدایا کمکم کن (آرش بهمن پوری)
-------------------------
حس غمگینی دارم (میلاد جهانبازی)
-----------------------
وقتی خورشید پشت ابرها هست ماها فکر می کنیم که می خواهد باران بیاید ولی باد ابرها را به جای دیگر می برد (حسین صادقی)
---------------------------
من زمانی که باد می وزد صدای درختان در ان زمان می آید حس خیلی خوبی دارم . وقتی که باد می وزد به با خوشحالی به سوی باد می دوم و آن وقت خورشید غروب می کند . و بعد باد خوبی می وزد ووو (سجاد گودرزی)
-------------------------
خورشید خورشید کجایی پشت ابرهایی
کی بیرون می آیی وقتی که تو نیستی خوشحال نیستم
وقتی که تو بیرون نیستی اِزا بر روی ماه هستم
اِزا = برابر
-------------------------------
ناراحت می شوم و می گویم ای خدای مهربان کاش دیگر ابرها را در آسمان نمی دیدم که جلوی خورشید را می گیرد . من همیشه شب ها احساس ناراحتی در درون خود می کنم و می گویم خورشید خانم مهربان شب ها کجا می رود . من دعا می کنم که هیچ وقت خورشید گرفتگی نشود چون همه جا تاریک می شود و ما از این اتفاق بدمان می آید ما همه ی انسان ها این طوری هستیم .
نتیجه گیری = ما نتیجه می گیریم اگر خورشید نباشد همه ی ما انسان ها از بین می رویم و همه چیز نابود می شود .
«یک بیت شعر»
بنی آدم ععضای یک دیگرند که در آفرینش ز یک گوهرنگ
«سعدی» (سعید حسینی)
----------------
«خداوند قهار» خورشید را آفرید تا هم برای گیاهان مفید و هم برای انسان ها و هم برای اینکه زمین یخ نزند * شب ها که تاریک است * و از ماه نوری می تابد آن (نور) نور ماه نیست بلکه خورشید پشت ماه قرار می گیرد * دانشگاه های ایران از خورشید کوره ی آفتابی می سازند *وقتی در ظهر که هوا آفتابی است گرمای زیادی از خورشید به زمین می تابد ابرها جلوی نور خورشید را می گیرند زمین کمی تیره می شود * من احساس خوبی دارم که ما برای چند دقیقه از دست نور خورشید رهایی پیدا می کنم * (یحیی صدیق)
---------------------
من احساس مهربانی آزادگی و ... دارم اما وقتی که خرشید رو باشد مهربانی ها و شادمانی ها کم هست ولی خدا همه ی چیز ها را خوب آفریده است و اما یک چیز بماند که مدیرها و معلم هام از همه قشنگ تر هستند خدا هم از همه ی آدم های دنیا قشنگ تر است (سیاوش بلوریان)
--------------------
من خیلی خوشحالی هستم چون اگر خورشید بیرون باشد آدم هر کاری بکند خورشید همان جاست و آدم عرق می کند چون من از عرق بدم میاید . (مصطفی طریقی)
---------------------
حس می کنم خورشید نابود شده حس می کنم خورشید برای همیشه پشت ابرها پنهان شده و با ما قهر کرده و دیگر نمی خواهد به ما نور بتابد حس می کنم خدا به خورشید گفته که پشت ابرها قایم شود . تا دیگر ما او را نبینیم . حس می کنم از دست ما ناراحت است حتما بعضی ها را دیده که کار بدی می کنند یا شاید آن ها خورشید را مسخره کردند و خورشید از آن دست ان ها ناراحت شده است . حس می کنم که خورشید دلش نمی خواهد ما را ببیند (احسان دیناروند)
--------------------
من احساس می کنم که خداوند چه جور خورشید را آفرید . ای خدا خورشید را همیشه نگهدار که ما زنده بمانیم . خدایا هیچ وقت خورشید زیر ابر نرود . خدایا هیچ وقت خورشید گرفتگی نشود . (عبدالحسین پریشان)
---------------------
احساس می کنم که خورشید در آسمان زیبا نیست و ابرها او را محاصره کرده اند و نمی گذارند که خورشید خودش را نشان دهد ولی یک روزی خورشید در می آید و آسمان زیباتر از همیشه می شود . (سید محمد کریم کاظمیان)
---------------------
هر وقت خورشید پشت ابر ها می رود من خوشحال می شوم . اما در مجموع خورشید خوب است . خورشید برای صورت ما هم مفید است در بعضی از کشورها که نور خیلی کم می تابد همام آفتاب می گیرند . (محمد باقر خسروی)
-------------------
من وقتی خورشید را پشت ابر می بینم یک احساس بسیار زیبایی دارم که نمی توانم بیان کنم ولی می توانم به شما بگویم وقتی خورشید پشت ابر است من فکر می کنم که امام زمان (عج) دارد ظهور می کند و تمام بدی ها را از بین ببرد بچه ها می فهمید چرا چون وقتی خورشید پشت ابر می رود آن قدر ابر پرنور می شود که ما نمی توانیم آن را ببینیم .(نویسنده صادق غریبی)
---------------------
من با خورشید خیلی رفیق هستم وقتی که خورشید پشت ابر هست حس می کنم که ابر خیلی قلدر است و جلوی خورشید را می گیرد خورشید خانم از ابر می ترسد و همان جا می ماند من دلم می خواست به خورشید کمک کنم ولی می ترسم از ابر کتک بخورم * همجا از تاریکی ابر پر می شود خورشید نمی تواند به من کمک کند ولی من می توانم با دعا کردن خورشید خانم را از شر آقا ابره قلدر نجات دهم * مانند زن و شوهر با هم دعوا می کنند ابر غرش می کند و آفتاب ساکت و صبور می ماند * و ناگهان اتفاقی می افتد که من خوشحال می شوم خورشید به ابر قلدر سیلی می زند و ابر گریه می کند * (محمود میرکانی)
-----------------------
احساس شادی دارم که می خواهد باران عظیمی بیاید . همه ی مردم دنیا باران را دوست دارند اما موقعی که کسی فرش هایش را و یا چیزهای دیگر را شسته است و روی بند یا دیوار خانه است ، آن ها ار باران متنفر می شوند . اما وقتی که آنهایی که هیچ چیزی برای شستن ندارند مثل بچه های کوچک خیلی خوششان از باران می آید و خدا ، خدا می کنند تا باران تا یک هفته بیاید و آب تا بالا بیاید و به مدرسه نروند . (نیما شریفی)
------------------------
وقتی که خورشید می رود پشت ابر دلم می لرزد ؛ شما می دانید که ما با خورشید چه کار می کنیم ؛ من هر کاری می کنیم به کمک خدا و خورشید می کنم * من دوست دارم که هیچ بچه ای از خورشید بدش نیاید ؛ (امید زارع)
-------------------------
من دلم می خواهد خورشید باشوم ، یا باران .(مبین همتیان)
-----------------------
وقتی ابر جلوی خورشید را گرفته من یاد کودکی خود می افتم و به فکر فرو می روم که بیچاره خورشید ! که پشت ابر تنهای تنها است دلم برای او می سوزد و خیلی ناراحت می شوم . * اما حالا که بزرگ شده ام می فهمم که خدای یکتا خواسته که وقتی ابر می آید خورشید تنها می شود و هرکار خدا بی دلیل نیست .*** و احتیاج نیست که ناراحت یا خوشحال برای خورشید را برشویم .**(علی دادخواه)
------------------------
من هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم نور زیبای خورشید را می بینم . یک روز که از خواب بلند شدم دیدم که خورشید از خواب بیدار نشده است و ابر از خواب بیدار شده است . من با خورشید دوست صمیمی هستم .(محمد خرم روز)
-----------------------
احساس می کنم همه جا تاریک است و ما داریم زیر باران غرق می شویم . و هیچ جا اکسیژن نیست . و خداون ما را می خواهد بکشد و ما را اصلا ما را دوست ندارد . و باران دارد گریه می کند چون خداوند دارد او را تنبه می کند چون ابر جلوی یک زن را گرفته است آن قدر دارد طوفان زیاد می شود که خداوند دارد ابر را تیکه تیکه می کند که ما به آن تگرگ می گوییم . و دارم برای خودم دعا می کنم که هر چه زودتر خورشید از پشت ابرها درآید خدای همیشه مواظب خانم خورشید باش چون او برای ما اکسیژن تسیه می کند . وای ابر بد دوباره دارد می آید وای خدای من این ابر را از این جا دور کن . ولی ابر هم برای ما خوب است ، و به ما آب فراوان تر برای ما می فرسد . خدای بزرگ از تو متشکر هستم برای این همه نعمت که به ما داده ای .(رضا کهکشانی)
